کتاب بخش دی به انگلیسی (Ward D) اثر فریدا مکفادن (FREIDA MCFADDEN) ترجمۀ منصوره خُمکده انتشارات یوشیتا
معرفی کتاب بخش دی:
ایمی برنر، دانشجوی پزشکی است که شب را در بخش دی روانپزشکی که دربهایش قفل شده، میگذراند. بعد از گذشت چند ساعت، کارکنان و بیماران یکییکی ناپدید میشوند و حالا او راه فراری ندارد و مجبور است پا به آن اتاقی بگذارد که یک بیمار روانی در آن زندانی است…
معرفی کامل بخش دی:
یک دانشجوی پزشکی به نام ایمی برنر دورۀ کارورزی خود را در بیمارستانی میگذراند. ایمی، از زمان ورود به این بیمارستان، به دلایلی شخصی که ما در آغاز داستان از آنها اطلاعی نداریم، از بخش دی که بیماران مبتلا به اختلالهای روانی شدید در آن بستری هستند، دوری کرده است. اما زمانی که شیفت شبانۀ بخش دی به او سپرده میشود، راهی جز این ندارد که 13 ساعت را در این بخش بیمارستان، پشت درهای بسته بگذراند.
فقط خدا میداند که در این بخش چه اتفاقهایی درحال وقوع است. هرچه داستان بیشتر پیش میرود، آدم بیشتر به همهچیز و همهکس مشکوک میشود. نکند ایمی توهم میزند؟ نکند واقعاً گذشتهاش روی زندگیاش سایه انداخته باشد؟
چرا آدمها و بیمارانی که برایشان احترام قائل بود، یکییکی ناپدید میشوند؟ اگر اتفاقی برای آنها بیفتد، ایمی باید چه کار کند؟
در این داستان هیجانانگیز و دلهرهآور، با چیزهایی روبهرو خواهید شد که هرگز فکرش را هم نمیکردید. امیدوارم از تکتک فصلهای این کتاب لذت ببرید و آدرنالین خونتان از شدت هیجان به بالاترین اوج خود برسد.
قسمتهایی از کتاب:
-
دلیلی برای ترسیدن وجود ندارد. فقط به این دلیل که کسی دارد بیرون از اتاق راه میرود، به این معنا نیست که کسی میخواهد به من حمله کند. من مطمئنم که در امنیت کامل هستم. تنها یک بیمار خطرناک در این بخش وجود دارد که او هم در اتاق انفرادی حبس شده است.
-
دستگیره را میگیرم. تمام شجاعتم را جمع میکنم تا آن را بچرخانم. در ذهنم تا سه میشمارم و در را باز میکنم. بهجز نور درخشان درب خروج که به چشم میخورد، راهرو در تاریکی و ظلمات فرو رفته است. چشمهایم را ریز میکنم و به گوشههای راهرو نگاه میکنم؛ ولی سایهای در گوشه و کنار قایم نشده است که قصد حمله به من را داشته باشد. هیچچیزی نمیبینم. گلویم را صاف میکنم و دوباره فریاد میزنم: «کسی اینجاست؟ آقای سایر؟» جوابی نمیآید.
کسی آن بیرون نیست. البته کسی که من بتوانم ببینم یا بخواهد من او را ببینم، وجود ندارد. در را محکم میبندم و آرزو میکنم که ای کاش در قفل داشت. بهسمت مبل برمیگردم و لحاف را روی خودم میکشم.
دربارۀ نویسنده، فریدا مکفادن:
فریدا مکفادن، نویسنده پرفروش آمازون و اهل آمریکا، یک پزشک متخصص در آسیب مغزی است که چندین رمان هیجانانگیز روانشناختی و معمایی-جنایی و نوشته است.

نقد و بررسی وجود ندارد.