کتاب سقوط به انگلیسی (The fall) اثر آلبر کامو (Alber Camust) ترجمۀ الهام حیدرپوراسفاد انتشارات یوشیتا
معرفی کتاب سقوط:
این کتاب در قالب یک مونولوگ بلند و تأملبرانگیز روایت میشود و شما را با جهان درونی شخصیت پیچیده و چندلایهای آشنا میسازد که در مواجهه با گذشتۀ خویش، پرسشهایی بنیادی دربارۀ گناه، قضاوت، مسئولیت و ریاکاری اخلاقی مطرح میکند. سقوط نهتنها تصویری از فرد، بلکه آیینهای از جامعهای است که در آن زندگی میکنیم؛ جامعهای گرفتار بحران معنا، دروغهای موجه و سکوتهای پرسشبرانگیز.
قسمتهایی از کتاب:
-
آیا در را خوب بستید؟ لطفاً مطمئن شوید! ببخشید، من دچار وسواسِ چفت کردن در هستم. همینکه میخواهم بخوابم، هر شب به فکر فرو میروم که آیا چفت در را انداختهام یا نه. هر شب ناچار هستم بلند شوم و بررسی کنم. همانطور که به شما گفتهام، هیچچیز را نمیتوان بااطمینان دانست. خیال نکنید که این دلنگرانی دربارۀ چفت در، واکنشی ازجانب مالکی ترسوست. قبلاً نه درِ خانهام را قفل میکردم، نه درِ اتومبیلم را. من پولم را هم قفل نمیکردم و به داراییهایم نمیچسبیدم. راستش را بخواهید، از داشتن چیزی برای خودم شرمنده بودم. گاهی در میان حرفهای اجتماعیام، بااطمینان میگفتم: «آقایان! مالکیت، خود جنایت است!» ازآنجاکه آنقدر بخشنده نبودم که ثروتم را با نیازمندی شایسته قسمت کنم، آن را در دسترس دزدهای احتمالی قرار میدادم، به این امید که ناعدالتی بهطور اتفاقی جبران شود. امروز دیگر چیزی ندارم؛ بنابراین نگران امنیت اموالم نیستم؛ بلکه نگران خودم و تسلط بر افکارم هستم. همچنین مشتاقم که درِ آن دنیایی را که در آن پادشاه، پاپ و قاضی هستم، مسدود کنم.
-
انسانها هرگز احساسات شما، صداقت شما، همچنین اهمیت رنجهایتان را باور نمیکنند، مگر با مرگ شما. تا زمانی که زندهاید، وضع شما در نظر آنها مشکوک است؛ فقط سزاوار تردید هستید. اگر کمترین اطمینانی وجود داشت که آدمی بتواند از تماشای این نمایش در آنسوی مرگ لذت ببرد، در این صورت ارزشش را داشت که به دیگران آنچه را که نمیخواهند باور کنند، ثابت کند و آنها را شگفتزده سازد؛ اما وقتی خودکشی میکنید، دیگر چه اهمیتی دارد که باور کنند یا نه؟ شما که دیگر آنجا نیستید تا شگفتی یا پشیمانی آنها را ببینید. حتی در بهترین حالت «زودگذر» است. شما دیگر آنجا نیستید تا طبق رؤیای هر انسانی، مراسم تشییعجنازهتان را شاهد باشید. بااینوصف، برای اینکه دیگر مورد شکوتردید نباشید، باید به زندگی خود خاتمه دهید و دیگر اصلاً وجود نداشته باشید، همین!
-
آیا تاکنون اتفاق نیفتاده است که ناگهان نیاز شدیدی به درک شدن، یاری یا دوستی پیدا کنید؟ البته که پیش آمده است؛ اما من آموختهام که به درک شدن بسنده کنم، چون آسانتر به دست میآید و گذشته از آن، الزامآور نیست. در گفتوگوهای روزمره، جملۀ «خواهش میکنم به همدلی من ایمان بیاور» همیشه به کار میرود؛ اما بلافاصله پساز آن میگویند: «حالا، برویم سر موضوعات دیگر!» همدردی، احساس افراد والامقام است و معمولاً پساز وقوع حوادث و بهآسانی به دست میآید؛ اما دوستی چنین ساده نیست. بهدستآوردنش زمانبر و دشوار است؛ اما وقتی به دست آمد، دیگر گریزی از آن نیست؛ باید با آن کنار آمد.
-
هرگز گمان نکنید که دوستانتان، از روی انجاموظیفه، هر شب با شما تماس خواهند گرفت تا بپرسند: «نکند امشب همان شبی باشد که تصمیم گرفتهای خودکشی کنی؟!» یا فقط بپرسند: «آیا نیاز به همراهی نداری یا حالوحوصلۀ بیرون رفتن داری؟» نه، نگران نباشید! آنها دقیقاً همان شبی تماس میگیرند که تنها نیستید، شبی که زندگی زیباست؛ اما اگر پای خودکشی در میان باشد، بیشتر احتمال دارد که تو را به آن ترغیب کنند، چون معتقدند: «شما مسئول اعمال خودتان هستید.»
دربارۀ نویسنده، آلبر کامو:
آلبر کامو «Albert Camus»، نویسنده، فیلسوف و روزنامهنگار فرانسوی، در سال ۱۹۱۳ در الجزایر که در آن زمان مستعمرۀ فرانسه بود، به دنیا آمد و در سال ۱۹۶۰، بر اثر سانحۀ رانندگی درگذشت. کامو از چهرههای برجستۀ ادبیات و اندیشۀ قرن بیستم به شمار میآید. او در سال ۱۹۵۷، در چهلوچهارسالگی، موفق به دریافت جایزۀ نوبل ادبیات شد؛ جایزهای که هیئت داوران آن را بهپاس آثار غنیاش که با روشنبینی و صداقت به روشن ساختن وجدان انسانها در عصر معاصر پرداخته بودند، به او اعطا کردند.
کامو در نوشتههای خود، بیش از آنکه به نظریهپردازی فلسفی بپردازد، ازطریق ادبیات به پرسشهای بنیادین وجود انسان نزدیک میشود؛ پرسشهایی دربارۀ پوچی، آزادی، اخلاق و سرنوشت انسان در جهانی فاقد معنا. هرچند که خودش هیچگاه عنوان «فیلسوف» را برای خود نمیپذیرفت؛ اما آثارش تأثیری ژرف بر فلسفۀ اگزیستانسیالیسم و اندیشۀ معاصر بر جای گذاشت.
از مهمترین آثار آلبر کامو، رمانهای بیگانه، طاعون، سقوط و مرگ خوش هستند. همچنین مقالات فلسفی او، همچون افسانۀ سیزیف و انسان طاغی، جایگاهی ویژه در میان متون اندیشهورز قرن بیستم دارند. زندگی و آثار کامو همواره میان ادبیات و فلسفه، میان روایت و تأمل، در نوسان بودهاند و همین ویژگی، او را به یکی از صداهای منحصربهفرد زمانهاش بدل ساخته است؛ صدایی که هنوز خوانده میشود، شنیده میشود و مخاطب را به اندیشیدن فرا میخواند.




نقد و بررسی وجود ندارد.