کتاب خاطرات یک آدمکش به انگلیسی (Dairy of a murderer) اثر کیم یونگها (Young-ha kim) – ترجمه از کرهای: کرایز لی ترجمۀ صدیقه اوشنی انتشارات یوشیتا
معرفی کتاب خاطرات یک آدمکش:
کتاب خاطرات یک آدمکش و چند داستان دیگر اثر کیم یونگها، نویسندۀ برجستۀ کرهای، رمانی است که مرزهای ژانر و انتظارات خواننده را در هم میشکند. این اثر که در نگاه اول، داستانی جنایی به نظر میرسد، درواقع سفری است به اعماق ذهن قاتلی بازنشسته که با زوال عقل دستوپنجه نرم میکند.
کیم بیونگسو، شخصیت اصلی داستان خاطرات یک آدمکش، مردی هفتادساله است که سالها پیش بهعنوان قاتل زنجیرهای فعالیت میکرده است، اما اکنون دچار آلزایمر شده و خاطراتش مانند پازلی شکسته، در ذهنش پراکنده شدهاند. در این میان، او متوجه میشود که دخترش در معرض خطر قرار دارد و برای نجات او باید بار دیگر به دنیای تاریک گذشتهاش قدم بگذارد.
یونگها با استفاده از زبانی گیرا و روایتی غیرخطی، خواننده را به سفری در ذهن آشفتۀ بیونگسو میبرد. او به زیبایی، مرزهای بین واقعیت و خیال، حافظه و فراموشی، و خیر و شر را در هم میشکند. این رمان، نهتنها یک داستان جنایی هیجانانگیز، بلکه تأملی عمیق در ماهیت انسان، حافظه و گذشت زمان است. یونگها با خلق شخصیتی چندلایه و پیچیده، خواننده را به چالش میکشد تا درمورد ماهیت خشونت، رستگاری و معنای زندگی تأمل کند.
داستان منشأ زندگی، به بررسی روابط پیچیده و گاه مخرب میان انسانها میپردازد. یونگها با تمرکز بر تنهایی و انزوای شخصیتها، به تأثیرات مخرب مدرنیته بر روابط انسانی اشاره میکند.
در داستان کودک گمشده، کیم یونگها به سراغ موضوعی ظاهراً ساده، اما در باطن پیچیده میرود: گم شدن یک کودک. او با ظرافت و دقت، به بررسی تأثیرات این اتفاق بر اطرافیان کودک، بهویژه والدین او میپردازد. این داستان، تنها به روایت ماجرای گم شدن کودک بسنده نمیکند، بلکه به لایههای پنهان روان انسانها و روابط پیچیدۀ بین آنها نیز نفوذ میکند.
در داستان نویسنده، یونگها به دنیای درونی یک نویسنده و چالشهای آفرینش ادبی میپردازد. او با استفاده از زبانی نمادین و فضایی وهمآلود، مسائل فلسفی و روانشناختی مرتبط با خلق اثر هنری را مورد بررسی قرار میدهد.
ترجمۀ این اثر به فارسی، فرصتی است برای مخاطبان ایرانی تا با یکی از مهمترین آثار ادبیات معاصر کُره آشنا شوند. این رمان، با زبانی گیرا و روایتی جذاب، میتواند برای علاقهمندان به ادبیات جنایی، روانشناختی و فلسفی، تجربهای منحصربهفرد و بهیادماندنی باشد.
قسمتهایی از کتاب:
-
از آخرینباری که آدم کُشتم، بیستوپنج سال گذشته، یا بیستوشش سال؟ بههرحال، همین حدودهاست. چیزی که آن زمان مرا به این کار وامیداشت، آنطور که مردم معمولاً تصور میکنند، میل به کشتن یا نوعی انحراف جنسی نبود. ناامیدی بود. امید به لذتی کاملتر. هربار که قربانی را دفن میکردم، با خودم میگفتم: «دفعۀ بعد میتونم بهتر عمل کنم.» دلیل اصلیِ این که دست از آدمکشی برداشتم این بود که امیدم ناامید شد.
من دفتر خاطراتی داشتم. گزارشی بیطرفانه. شاید آن زمان به چیزی شبیه آن نیاز داشتم. برای ثبت اشتباهاتی که مرتکب شده بودم و حسی که به من میداد. مجبور بودم همه را بنویسم تا همان اشتباهات دلخراش را تکرار نکنم. درست مثل دانشآموزانی که غلطهای امتحانیشان را در دفترچهای یادداشت میکنند، من هم گزارشی دقیق از تمام مراحل قتلهایم و احساسم نسبت به آنها داشتم.
کار احمقانهای بود.
سرهم کردن جملات، کاری طاقت فرسا بود. قصد نداشتم اثری ادبی بنویسم و فقط گزارش روزانه بود؛ پس چرا آنقدر سخت بود؟ ناتوانی در بیان کامل شوروشعفی که احساس میکردم، حالم را بد میکرد. بیشتر داستانهایی که خوانده بودم، در کتابهای درسی کُرهای بود. هیچکدام از جملاتی که نیاز داشتم، در آن داستانها پیدا نمیشد. به همین دلیل بود که شروع به خواندن شعر کردم.
اشتباه محض بود.
معلمِ شعر مرکز اجتماعات محله، شاعری همسنوسال خودم بود. در اولین روز کلاس، با جدیت گفت: «شاعر، مثل یک آدمکش ماهر، زبان رو میدزده و درنهایت اون رو میکُشه.» حرفش باعث شد خندهام بگیرد.
این در حالی بود که من همان موقع هم دهها طعمه را «دزدیده و درنهایت کشته» و دفن کرده بودم؛ اما فکر نمیکردم کارم شبیه شعر باشد. قتل بیشتر شبیه نثر است تا شعر. هرکس در این کار دستی بر آتش داشته باشد، این را میداند. کشتن یک آدم حتی از آنچه تصور میکنید، پُرزحمتتر و کثیفتر است.بههرحال، به لطف معلم، به شعر علاقهمند شدم. من بهطور مادرزادی، احساسی بهعنوان غمواندوه را نمیشناسم، اما طنز را درک میکنم و به شوخی واکنش نشان میدهم. -
در دفترچهیادداشتم عبارت تصادفی «خاطرات آینده» را پیدا کردم. چه چیزی دیده بودم که این را نوشتم؟ قطعاً دستخط خودم است، اما هر چقدر آن را بررسی میکنم، برایم بیمعنی است. مگر به این دلیل نمیگویند «خاطره» چون در گذشته اتفاق افتاده است؟ پس عبارت «خاطرات آینده»… ناامید شدم و در اینترنت جستوجو کردم. فهمیدم «خاطرات آینده» یعنی به یاد آوردن کارهایی که باید در آینده انجام دهید. میگویند این خاطرات، اولین خاطراتی است که بیماران مبتلا به زوال عقل از دست میدهند. مثلاً «قرصهات رو نیم ساعت بعداز غذا بخور» نمونهای از خاطرات آینده است. اگر خاطرات گذشتهتان را از دست بدهید، فراموش میکنید چه کسی هستید و اگر خاطرات آیندهتان را از دست بدهید، سرانجام برای همیشه در زمان حال زندگی میکنید؛ اما مگر زمان حال، بدون گذشته و آینده، معنایی دارد؟ بااینحال، چهکاری از دستتان برمیآید؟ اگر ریلها شکسته باشد، قطار باید متوقف شود.
-
انسان اسیر زمان است. بیمار مبتلا به زوال عقل، مانند کسی است که در سلولی به دام افتاده که دیوارهایش به داخل فرو میریزد. این اتفاق مدام سریعتر و سریعتر میشود.
نفسم بالا نمیآید. -
شرم و احساس گناه: شرم زمانی است که آدم از خودش خجالت میکشد. احساس گناه، چیزی خارج از وجود آدم و مربوط به دیگران است. شاید بعضی از افراد احساس گناه داشته باشند، اما شرم ندارند. آنها از مجازات شدن توسط دیگران میترسند. من احساس شرم میکنم، اما احساس گناه ندارم. هرگز از اینکه مردم چه فکری میکنند، نترسیدهام و از مجازات هم نمیترسم. بااینحال، احساس شرم شدیدی میکنم. حتی یک نفر را فقط بهخاطر شرم کشتهام. افرادی شبیه من، بسیار خطرناکترند.
دربارۀ نویسنده، کیم یونگها:
کیم یونگها نویسنده و رماننویس مشهور کرهای است که به خاطر آثارش در زمینه ادبیات معاصر شناخته میشود. او به ویژه به خاطر نوشتن داستانهای کوتاه و رمانهایش که موضوعات انسانی و اجتماعی را بررسی میکند، معروف است. آثار او معمولاً شامل تحلیلی عمیق از روابط انسانی، بحرانهای هویتی و چالشهای اجتماعی در کره جنوبی است.
کیم یونگها در سال ۱۹۶۸ در کره جنوبی به دنیا آمد و اولین اثرش را در اوایل دهه ۱۹۹۰ منتشر کرد. او به عنوان یکی از صدایهای نوین ادبیات کرهای شناخته میشود و آثارش به زبانهای مختلفی ترجمه شده است. برخی از مشهورترین کتابهای او شامل “من یک نویسندهام” و “خاطرات یک آدمکش” هستند.
نویسندگی کیم یونگها به خاطر سبک نوشتاری خاصش که ترکیبی از واقعگرایی و عناصر هنری است، مورد تحسین قرار گرفته است. او به بررسی عمیق احساسات و تجربیات شخصیتهایش پرداخته و توانسته است تماشاگران را به دنیای پیچیدهی انسانها نزدیک کند. همچنین، او در آثارش به نقد اجتماعی و فرهنگی نیز توجه دارد و از این طریق به بررسی مسائل معاصر جامعه کره جنوبی میپردازد.




نقد و بررسی وجود ندارد.